احترام به همه ی نظرات

پست ثابت : علت نام گذاری وبلاگ

تاریخ:یکشنبه 6 آذر 1390-01:43 ب.ظ

سلام ؛

خلاصه و مفید در مورد علت نامگذاری وبلاگ توضیح میدم :

این وبلاگ جهت تبادل نظر تشكیل شده است و هر كسی با هر طرز فكری می تواند در بحث و تبادل نظر ما شركت كند، علت نامگذاری وبلاگ به نام  http://75000000.mihanblog.com/  به این خاطر است كه ما 75000000 جمعیت داریم و می توانیم 75000000 نظر متفاوت داشته باشیم كه همه ی آنها محترم هستند..

اگر دغدغه ای وجود دارد كه فكر شما رو مشغول كرده می تونید با ما در میان بذارید تا پستی را به آن اختصاص دهیم ، یا اگر دوست داشتید می تونید خودتون نویسنده ی دغدغه ی خودتون باشید ، به صورتی كه نوشته ی خودتان را به ما بدید تا با نام خودتان (درصورتی كه تمایل داشتید) در وبلاگ گذاشته شود..

می توانید نوشته ها رو در قالب نظر خصوصی ارسال كنید یا به ایمیلم بفرستید ؛

آدرس ایمیل برای كسانی كه می خواهند نوشته هاشونو ارسال كنند تا در وبلاگ قرار بگیرد :

Morteza.ghazavi@yahoo.com

لطفاً زمانی كه نوشته هاتونو ارسال كردید در قسمت نظرات بهم خبر بدید.. تشكر




نقشه ی ایران از 5000 سال پیش تاکنون

تاریخ:دوشنبه 25 اردیبهشت 1391-05:58 ب.ظ

در این پست می خوام عکس کشور عزیزمون ایران رو بذارم از 5000 سال پیش تا حالا؛ خودتان قضاوت کنید ؛
از جنوب عزیز کمال تشکر رو دارم بخاطر زحمتی که کشیدند و عکس رو برام ارسال کردند ؛



خیلی دوست داشتم توی این پست سکوت کنم و حرفی نزنم ولی می خوام بپرسم 5000 سال پیش امارات کجا بود که الآن ادعای خلیج فارس ما رو می کنه؟؟
خود کشور امارات چند دهه بیشتر نیست که شکل گرفته ولی ما اونقدر بیچاره شدیم که حتی یک جوجه کشور هم برای ما ادعا می کنه! چقدر بخاطر یک نصفه کشور داریم اذیت می شیم؛ چقدر این برای ما زشته.. کاش دوران هخامنشی زندگی می کردیم تا این روزها رو درک نمی کردیم..




امروزها خیلی فكر می كنم ..

تاریخ:سه شنبه 19 اردیبهشت 1391-07:37 ق.ظ

امروزها به اندازه ی كل 25 سالی كه از عمرم گذشت فكر می كنم . 25 سالی كه هیچوقت عمقی به مسائل فكر نكردم، امروزها خیلی فكر می كنم ، شاید به اندازه ی كل 25 سالی كه از عمرم گذشته این چند مدت فكر كردم. طوری كه چند تار موی سرم سفید شد.

دنیا پیچیدگی های زیادی داره كه من هنوز به پیچ اول آن نرسیدم، این خیلی زجرم می دهد و من را تا مرزی می برد كه از فكر كردن زیاد سر درد می گیرم، تب می كنم ، بی حوصله می شوم، بعضی وقتها سعی می كنم مثل گذشته باشم تا فكر و اعصابم راحت باشد ولی انگار راه بازگشت به بی فكری یا كم فكری ازم صلب شده است.  

خیلی سختمه اگر عمرم به پایان برسد و من هنوز در پیچ و خم های زندگی مانده باشم . به قول نوشته ای در وبلاگ دوستم ایمان (وبلاگ فردای امید) : چگونه می توان به تاول های پا گفت تمام مسیر طی شده اشتباه است؟

نكند راهی كه در پیش گرفتم راه دیوانگی باشد و من با این روال باعث روانی شدنم شوم؟!   

گاهی به مانند حالا فكر می كنم نیاز مبرم به استراحت دارم، ولی راه و روش استراحت فكری را نمی دانم ، همیشه استراحت را به خواب و جنگل رفتن تعبیر كردم ولی می دانم این ها راه های مؤثری برای استراحت فكری نیست.

زندگی را دوست دارم ، زندگی زیبایی های خاصی برایم دارد ، همسر و فرزندم را بی نهایت دوست دارم ، عاشق پدر و مادرم هستم ، خواهر و برادرهایم را بی نهایت دوست دارم . ولی گاهی آنقدر فشار اقتصادی وارد می شود كه خستگی را به افكارم تحمیل می كند!

به خودم اعتماد دارم ، فكر می كنم، شاید بیشتر از قبل، تا شاید راه بهتری برای زندگی كردن با فكر (فكری كه عذابم ندهد) پیدا كنم .






  • تعداد صفحات :12
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...